پنج شاخص درون زنجیره‌ای که سرمایه‌گذاران ارزهای دیجیتال باید در نظر بگیرند

پنج شاخص درون زنجیره‌ای که سرمایه‌گذاران ارزهای دیجیتال باید در نظر بگیرند

Ali Ebrahimi مرداد ۱۳, ۱۴۰۰
24 دقیقه زمان مطالعه

تجزیه و تحلیل بازار ارزهای دیجیتال ممکن است آسان‌تر از بازارهای سنتی باشد چرا که فناوری بلاک چین (Blockchain) شفافیت بیشتری دارد و هرکسی را قادر می‌سازد تا از داده‌های درون زنجیره‌ای برای تجزیه و تحلیل بازار استفاده کند. برای تجزیه و تحلیل درست بازار و رسیدن به درکی درست هنگام سرمایه‌گذاری، شاخص های درون زنجیره‌ای مهمی وجود دارند که سرمایه‌گذاران ارزهای دیجیتال برای ترید موفق بایستی آنها را در نظر بگیرند.

در این مقاله از «اکس نوین» قرار است پنج شاخص درون زنجیره‌ای مهم که سرمایه‌گذاران ارزهای دیجیتال باید از آنها در زمان سرمایه‌گذاری بهره ببرند و به وفور در اخبار مرتبط با ارزهای دیجیتال بیان می‌شوند را بررسی کنیم. با ما همراه باشید!

جریان ورودی به صرافی‌های ارز دیجیتال (Exchange inflows)

یکی از مهم‌ترین شاخص های درون زنجیره‌ای که تریدرهای ارز دیجیتال بایستی آن را بررسی کنند، جریان ورودی به صرافی هاست. سرمایه‌گذاران معمولاً زمانی که می‌خواهند دارایی خود را نقد کنند آن را به صرافی ارز دیجیتال منتقل می‌کنند.

افزایش جریان ورودی به صرافی‌ها می‌تواند نشانه‌ای از عدم اعتماد سرمایه‌گذاران به ادامه روند فعلی بازار باشد. تصور کنید بیت کوین به قیمت ۶۰ هزار دلار رسیده باشد و ناگهان جریان ورودی این ارز به صرافی‌های ارز دیجیتال افزایش یابد. این می‌تواند بدان معنی باشد که سرمایه‌گذاران نسبت به ادامه این روند امیدوار نبوده و می‌خواهند در بالاترین قیمت ممکن، حداکثر سود را کسب کنند. بنابراین، زمانی که میزان دارایی زیادی به صرافی‌ها منتقل می‌شود، بایستی در ترید احتیاط کرد.

برعکس، ممکن است برخی از سرمایه‌گذاران با مشاهده بازار نزولی یا ثابت، برای احتیاط بیشتر دارایی خود را به صرافی‌ها منتقل کرده‌باشند تا در زمان مناسب به فروش برسانند اما ناگهان خبری روند بازار را تغییر داده و بازار به فاز صعودی بازمی‌گردد. در این سناریو، این سرمایه‌گذاران دارایی‌های خود را از صرافی ارز دیجیتال به کیف پول خود منتقل می‌کنند. این سناریو می‌تواند تا حدودی صعودی باشد چرا که از اطمینان سرمایه‌گذاران به افزایش قیمت سخن می‌گوید و به‌خودی‌خود از به وجود آمدن فشار فروش جلوگیری می‌کند.

البته ورود دارایی دیجیتال به صرافی‌ها به معنای نقد شدن فوری آن نیست و سرمایه‌گذاران می‌توانند تا زمانی که می‌خواهند دارایی خود را در صرافی نگه‌دارند. به طور معمول، فرآیند نقد کردن با تأخیری ۱۲ تا ۳۴ ساعته انجام می‌شود. بنابراین، این شاخص تنها بخشی از معمای پیش‌بینی بازار است چرا که معلوم نیست سرمایه‌گذاران چه زمانی اقدام به فروش دارایی خود می‌کنند. گاهی اوقات نیز افزایش جریان ورودی به صرافی‌ها و فشار فروش موضوع بدی نیست چرا که ممکن است باعث افزایش تقاضا شود و فشار فروش خنثی شود و روند نزولی به صعودی تغییر یابد.

شدت ترید یک دارایی (Trade intensity)

برای تعیین تأثیر جریان ورودی به صرافی‌ها بر عرضه یک ارز دیجیتال، سرمایه‌گذاران می‌توانند با استفاده از شاخص شدت ترید میزان تقاضا برای یک ارز را مورد بررسی قرار دهند. بگذارید بیشتر توضیح دهیم:

شاخص شدت ترید، تعداد دفعاتی که یک کوین واردشده به صرافی معامله می‌شود را اندازه‌گیری می‌کند. این شاخص مشخص می‌کند که چند نفر مایل به خرید کوین‌های ارسال‌شده به صرافی‌ها هستند. افزایش شدت ترید به این معنی است که خریداران بیشتری نسبت به فروشندگان وجود دارند و این مهم، می‌تواند بیانگر قدرت و ادامه روند کنونی باشد.

در صورتی که با افزایش جریان ورودی به صرافی‌ها، قیمت بالاتر برود، می‌توان علت را در شدت ترید و فعالیت خریداران جویا شد.

جریان ورودی به صرافی‌ها و شدت ترید دو شاخصی هستند که به سنجش وضعیت بازار در کوتاه‌مدت کمک می‌کنند. سایر شاخص های درون زنجیره‌ای که در ادامه بررسی می‌کنیم مربوط به روندهای درازمدت بازار ارزهای دیجیتال هستند.

جریان بین صرافی‌های ارز دیجیتال (Interexchange flows)

خرید و فروش ارزهای دیجیتال با استفاده از ارزهای فیات یا استیبل کوین‌هایی چون تتر (USDT) صورت می‌گیرد. در بعضی از صرافی‌ها امکان معامله رمزارزها با ارزهای فیات وجود دارد اما در بعضی دیگر، این امکان وجود نداشته و تنها می‌توان از استیبل کوین‌ها یا سایر رمزارزها به‌عنوان درگاه معاملاتی استفاده کرد.

سرمایه‌گذاران می‌توانند با پیگیری جریان خالص بین این دو نوع صرافی، تعیین کنند که آیا خریداران با ارزهای فیات (مانند سرمایه‌گذاران سازمانی) بازار را هدایت می‌کنند یا که بازار تحت سلطه سرمایه‌گذارانی است که با استیبل کوین‌ها معاملات خود را انجام می‌دهند.

در صورتی که جریان خالص، از صرافی‌های کریپتو به فیات، به سمت صرافی‌های کریپتو به کریپتو باشد، می‌توان متوجه شد که بازار تحت تسلط تریدرهایی است که با استیبل کوین خریدهای خود را انجام می‌دهند. این سناریو می‌تواند منجر به افزایش صدور استیبل کوین شده و در نهایت به بازاری صعودی منجر شود.

با این حال، بایستی به این نکته توجه کرد که این قضیه همواره قطعی نیست! برای مثال، از مارس سال گذشته تا ماه اکتبر همان سال، صرافی‌های کریپتو به فیات ۲۰۶۰۰۰ واحد بیت کوین را از صرافی‌های کریپتو به کریپتو دریافت کرده‌اند. مطلبی که نشان می‌دهد خریداران فیات توانسته‌اند در آن بازه زمانی سکان هدایت بازار را به دست خود بگیرند.

نقدینگی یک ارز دیجیتال (Liquidity)

یکی دیگر از مواردی که سرمایه‌گذاران بایستی به آن توجه داشته باشند، احساسات پیرامون هولد کردن یک ارز دیجیتال در بازار است. در حقیقت سرمایه‌گذاران بایستی متوجه شوند که احساسات بازار، بیشتر بر هولد کردن است یا فروش یک ارز دیجیتال و کسب سود از آن. این کار با استفاده از تعیین موجودیت‌های نقد و غیرنقد مشخص می‌شود.

بعضی از افراد یا سازمان‌ها در فضای ارزهای دیجیتال، آدرس‌های کریپتویی زیادی دارند. برای درک بهتر میزان نقدینگی یک ارز دیجیتال، بایستی آدرس‌هایی که متعلق به یک فرد یا سازمان هستند را از سایر آدرس‌ها تمیز داد. پلتفرم تحلیلی Chainalysis با استفاده از ترفندهایی خاص آدرس‌های متعلق به افراد مختلف را شناسایی می‌کند. تریدرها می‌توانند با بهره‌گیری از این ابزارها، تصویر دقیق‌تری از آنچه که در بازار در حال رخ دادن است را مشاهده کنند.

نقدینگی به میانگین جریان خالص به ناخالص دارایی‌های یک فرد یا سازمان اشاره دارد و این جریان‌ها مربوط به تمام آدرس‌های کنترل‌شده توسط این فرد یا سازمان است.

به گفته Chainalysis، یک موجودیت نقد موجودیتی است که به طور متوسط، حداقل ۲۵ درصد از دارایی‌های دریافتی خود را ارسال می‌کند و موجودیت غیرنقد، موجودیتی است که کمتر از ۲۵ درصد از دارایی‌های دریافتی خود را ارسال می‌کند.

در حقیقت، یک موجودیت یا سرمایه‌گذار غیرنقد، نسبت به آینده بازار و چشم‌انداز بلندمدت آن امیدوار است و به همین دلیل سعی در این دارد تا دارایی خود را نگه دارد. بنابراین، هر چه تعداد این موجودیت‌ها بیشتر شود، فشار فروش کمتر شده و احتمال به وجود آمدن روندی صعودی بیشتر می‌شود.

انتقال ارزش در بلاک چین‌ها (Value transfers across blockchains)

انتقال ارزش، به ارزش دلاری کل واحدهای بلاک چین که در یک روز معین منتقل می‌شوند اشاره می‌کند. این موضوع اساساً کاربرد یک بلاک چین و همچنین شمار تراکنش‌های آن را مشخص می‌کند. قانونی کلی وجود دارد و بر اساس آن، زمانی که کاربرد یک ارز دیجیتال و شبکه بلاک چینی آن بیشتر شود، تقاضا برای آن بیشتر شده و قیمت افزایش خواهد یافت.

برای مثال، با ورود دیفای به بلاک چین اتریوم و رونق گرفتن آن، استفاده از این ارز دیجیتال و شبکه بلاک چینی آن به مراتب بیشتر شد چرا که سرمایه‌گذاران برای استفاده از پروتکل‌های مختلف در اکوسیستم امور مالی غیرمتمرکز، بایستی از اتریوم استفاده کنند. این موضوع باعث شد تا قیمت اتریوم بالا برود و رکوردهای اخیر به ثبت برسد.

جمع‌بندی

در این مقاله سعی بر این بود تا شاخص های درون زنجیره‌ای مهمی که هر سرمایه‌گذار ارز دیجیتال بایستی بداند و از آن استفاده کند بررسی شود. شاخص‌هایی که به وفور در اخبار مرتبط با ارزهای دیجیتال تکرار می‌شوند و با مدنظر قرار دادن آنها، می‌توان تا حدودی جهت بازار را مشخص کرد.

بایستی این نکته را مدنظر قرار داد که هر کدام از شاخص‌های گفته‌شده به تنهایی قطعی نیستند و حتماً باید به عنوان یک عامل کمک‌کننده در تحلیل، در کنار سایر فاکتورهای تکنیکال و فاندامنتال مورد بررسی قرار بگیرند تا بتوان به تحلیلی درست از بازار رسید و با دیدی وسیع در بازار سرمایه‌گذاری کرد.

با رشد روزافزون صنعت ارزهای دیجیتال و ورود سرمایه‌گذاران بسیار به این بازار، نیاز به تجزیه و تحلیل بازار برای انجام سرمایه‌گذاری درست و کسب حداکثر سود ممکن بیش از پیش برجسته می‌شود.

بهره‌گیری از فناوری بلاک چین و ویژگی شفافیت این فناوری باعث شده تا تجزیه و تحلیل بازار ارزهای دیجیتال از سایر بازارهای مالی آسان‌تر باشد. با این حال، داده‌های درون زنجیره‌ای، داده‌هایی خام هستند و بایستی تجزیه و تحلیل بیشتری روی آنها صورت گیرد تا به داده‌های معنی‌دار تبدیل شوند. پس از اتمام این کار، سرمایه‌گذاران می‌توانند منطقی تصمیم‌گیری کنند.

منبع coindesk